روايت آفتاب منتشر شد
در کتاب «روایت آفتاب» طی سه فصل ابعاد مختلف زندگی شهید محمد قاسمیزاده مورد بررسی قرار گرفته است. فصل اول کتاب مصاحبه با خانواده شهید، فصل دوم «محمد از نگاه دوستان و همرزمان» و فصل سوم اسناد، وصیتنامه، نامهنگاریها و تصاویر شهید است. ویژگی بارز شهید قاسمیزاده، کادرسازی او برای انقلاب اسلامی و پرورش استعدادهای کودکان و نوجوانان بود که در این اثر نسبت به این ویژگی پرداخته شده است. کتاب «روایت آفتاب» به قلم عباس اسلامیپور در 160 صفحه در تیراژ 2 هزار نسخه منتشر شده است. در مقدمه این اثر میخوانیم: «محمد» آرام و طوفانی بود. اهل قبیله خورشید که نگاهش طلوع آفتابی بود بر روح جوانان و نوجوانان دیار مشک و سدر. جویبار زلال زندگی محمد در کالبد زمان شهر جریان داشت و کام تشنه مردان کوچک انقلاب را سیراب میکرد. او همپای نیلوفران آبی به شهر آبرو داد و هر بار با گشودن پنجرهای رو به آسمان دل دریایی شیفتگان مکتب محمدی را به ساحل آرامش رهنمون میساخت. محمد آفتابی بود که برای اندک مدتی بر سر شهر تابید و این تابش، همچون اشعههایی گرمابخش در ذهن و روح نوجوانان آن روز، مردان امروز را باور کرد. محمد روح سیرابناپذیر کوشش بود، اسطوره کمنظیر اخلاق و معلمی با درایت که خورشید نگاهش پس از سالها هنوز هم شادیبخش دلهای سرد و لرزان است. «روایت آفتاب» حدیث زندگی مردی است که با حرکات، گفتار و کردار خود توانست نوجوانان و جوانان را پرورش دهد که سربازان مخلص برای امام و انقلاب و تداوم مسیر نورانی اسلام باشند. «روایت آفتاب» زندگانی «محمد قاسمیزاده» را به عنوان آیینه دوم از نگاه خانواده و دوستان بازگو میکند. روایتی که از سری مجموعههای طرح آیینهها و در راستای «هر شهید یک کتاب» شهر یکهزار شهید سرافراز اندیمشک است».